تبلیغات
کـــــنــــــــــار ..................دون.. - آتش نشان فداکار شهید امید عباسی رضوان الله تعالی علیه
فـــــرصــــتـــــــها چــون ابــــــر بـــــهـاری در گــــذرند

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

دوشنبه 6 خرداد 1392-10:50 ق.ظ



 
زبانه های آتش از طبقه دهم ساختمان بالا می کشد. اتاق پر دود و حرارت نفس ها را بریده است. صدای جیغ زنان و کودکان استرس آتش سوزی را ده چندان کرده است. مادر دل دل می کند. خودش بیرون آتش است اما همه جانش در میان زبانه های شعله. بالابر ساختمان از کار افتاده است. فرشتگان نجات با زحمت خود را به طبقه دهم رسانده اند. نازدانه ۸ ساله همچنان در میان شعله و مادر میان آتش وحشت و اضطراب.

دقایقی بعد مادر دختر رعنایش را با ناباوری به آغوش می کشد. دست بر گیسوانش می برد و صورتش را می نوازد تا دلش قرص شود که سلامت است. آرزوها برایش دارد. خدا را شکر می کند. در انتظار روزی است که دخترش را در لباس عروس ببیند.

اما بر دخترک چه گذشته است. لختی سکوت حاکم می شود. ناگهان صدای "غمین ناله ای" از میانه شعله ها چشم ها را می کشد و نگاه ها را جلب می کند. گوشه ای افتاده و نای نفس کشیدن ندارد. حرارت آتش کلامش را منقطع می کند. فرشته آسمانی، جانش را به زندگی ریحانه ۸ ساله تاخت زده است تا جامعه رنگ ایثار بگیرد. بوی فداکاری دهد. شکل وجدان بیابد. ساز قلندری نوازد. روح جوانمردی پیدا کند.

ناجی قهرمان و جوانمرد وقتی شاپرک کوچک را در میان اخگر پرحرارت می بیند شاید درنگی دختر خود را بچشم دیده است. بی تعلل ماسک تنفس خود بر صورت دخترک می زند و پروانه وار گرد شمع محبت دامن گیرش، جان می دهد. جانش را به قیمت عیاری خرج احیای فتوت می کند.

مرد بی یال و کوپال قصه قهرمانی ما جسدش به بیمارستان می رسد و تپش های قلبش نیز آنقدر است تا به اهدای اعضایش بیانجامد. گرمای قلبش در دل دخترک و امروز بر جان چند بیمار دیگر است. روحش قرین رحمت. نامش بر بلندای پهلوانان تاریخ. نام "امید عباسی" را باید از این پس در کنار پوریای ولی خواند. خاکستر نشین اما پاک باز پاک باخته ما، آموزگار جوانمردی شد و امدادگر قلندری که این روزها از افسردگی غمبار خاک گرفته است. شهادت مردانه امید، تنفس مصنوعی به جامعه ای بود که بیمار نفسانیت و انانیت است. سودای رفاه طلبی و خوش نشینی و بی عاری رنگ غیرت را از آن ربوده و ظاهرگرائی و نقش بازی  ریاکارانه را بر آن نشانده است.

مرگ آسمانی تهمتن دلاور، تکانه ای روحانی و طنین تکان دهنده به پیکره جامعه غفلت زده ای بود که هویت اش را از فتوت و جوانمردی گرفته است. پیکر سوخته و کوفته اش فروغستان ایثار گشت و نامش بر گذرگاه تاریخ و زمان و بر مشعلگاه ایثار و شهادت حکاکی گردید. همراه او نام پوریای ولی زنده شد. فرهنگ جهان پهلوان تختی دوباره جان گرفت. عطر روح افزای رسول ترک فضا را معطر ساخت. طیب حاج رضائی خاطره اش زنده شد. همت و باکری و خزاری و باقری و باقی شهدا نامشان درخشید.

این همه ثنا و مرثیه تنها تبرک کردن این صفحه و قلم به نام پهلوان عباسی نیست. گمشده تاریخی عصر ما فتوت است. راهی جز بازگشت به اخلاق پهلوانی نیست. تمدن امروز مولود و مولد فراموشی عیاری و اخلاق قلندری است.هیمنه بی غیرتی نهادینه شده از فرهنگ مدرن، تنها به روح اخلاق از هم می پاشد و خمودی سرمایه داری حیوان مآب و بازار مکاره اسلام آمریکائی تنها به حلقه محبت و طوق مرام می شکند.

روحش قرین رحمت و نامش بر بلندای تاریخ و شرفش بر قامت جوانان این دیار.

نیست در بازار عالم خوش دلی ور زانکه هست/ شیوه رندی و خوشباشی عیاران خوش است
محسن مهدیان.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


How do you stretch your Achilles?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:39 ب.ظ
I'd like to thank you for the efforts you've put in writing this
website. I really hope to see the same high-grade blog posts from
you in the future as well. In truth, your creative writing abilities has inspired me to get my own blog now
;)
http://evelinnotch.jimdo.com/2015/06/24/could-hammer-toes-contribute-to-pins-and-needles
دوشنبه 23 مرداد 1396 03:46 ب.ظ
Wow, amazing weblog layout! How lengthy have you ever been blogging for?
you make blogging glance easy. The entire look of your site is fantastic, let
alone the content!
دومین جشنواره مجازی کتابخوانی
سه شنبه 18 تیر 1392 12:29 ب.ظ
دوست بزرگوار عزیز
دومین جشنواره بزرگ مجازی کتابخوانی در دو رده سنی آزاد و نوجوانان در حال برگزاری است. ضمن دعوت برای شرکت در این جشنواره،از شما خواهانیم تا در اجرای این برنامه با پذیرفتن عنوان"همکار افتخاری" ما را یاری فرمائید.
فروزنده
یکشنبه 16 تیر 1392 10:44 ق.ظ
ﻫﯽ ﺭﻓﯿـــﻖ ...
ﺑﯿــﺂ ..
ﺑﯿــﺎ ﺩﻋـــﺎ ﮐﻨﯿــﻤـ ...
ﺑﯿــﺎ ﺩﻋــﺎﯼ ﺍﻣﺸﺒﻤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺑـﺎﺷـــﺪ ...
ﺭﻭﺯﮔــﺎﺭﻣــﺎﻥ " ﺑﯽ ﺧـــﺪﺍ " ﻣﺒـــﺎﺩ
ارغوان
سه شنبه 11 تیر 1392 10:37 ب.ظ
بال من مال تو
فرصت پرواز من پیشکش خنده ی خوشحال تو
میپری شاد شاد
میشوی غرق نفس های باد
میرود از خاطرات یاد منو قصه ی بی بالی ام
من ولی یاد تو می افتم و خوشحالی ات
غصه فراموش دلم می شود وقت تماشای سبک بالیت...
بروزم

پاسخ sمحمد : وب شما باز نمیشود
ماهی سیــــ آه کوچولو
سه شنبه 14 خرداد 1392 11:39 ق.ظ
گمشده تاریخی عصر ما فتوت است.
سارا
جمعه 10 خرداد 1392 09:51 ب.ظ
خدایش بیامرزد
Orkideh
چهارشنبه 8 خرداد 1392 03:25 ب.ظ
روحش شاد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر